2320212020 کتاب های پیشنهادی

درباره

عظیمه حسن زاده قره لو


"خیر مقدم به شما مخاطب گرامی"

آنچه از دانسته هایم مینویسم، حاصل آموخته های دانشگاهی، تجربیات، مطالعات و ارتباطات با پیشکسوتان حوزه مدیریت است که برای تبادل دانسته ها با شما به اشتراک میگذارم؛
باشد که گامی برای سخن با مدیران امروز و آینده نیز در فضایی گسترده تر فراهم آید...
از اینکه همراه من هستید بسیار خرسندم.


صفحه "مشخصات فردی"
http://hassanzadeh.blogsazan.com/page5.php

جستجو

لينک هاي روزانه

جعبه پیام




امکانات

زير باران بيا قدم بزنيم

حرف نشنيده اي به هم بزنيم

نو بگوييم و نو بينديشيم

عادت كهنه را به هم بزنيم

و ز باران كمي بياموزيم

كه بباريم و حرف كم بزنيم

كم بباريم اگر، ولي همه جا

عالمي را به چهره نم بزنيم

سخن از عشق خود به خود زيباست

سخن هاي عاشقانه اي به هم بزنيم

قلم زندگي به دل است

زندگي را بيا رقم بزنيم

سالكم قطره ها در انتظار تواند

زير باران بيا قدم بزنيم

                                      [مجتبی کاشانی]

برچسب‌ها:
نوشته شده در پنجشنبه 9 ارديبهشت 1395 ساعت 11:10 PM توسط : حسن زاده | دسته : دل نوشته ها | 224 بازدید
  • []

  • به دنبال عشق رفتن، هرگز ما را با شخص مناسبی روبرو نخواهد کرد.

    هیچ گاه عشق را خارج از وجود خودتان جستجو نکنید؛

    عشق در درون ما است.

    دوست بدار، تا دوست داشتنی باشی.

    خودت و آرزوهایت را تایید کن؛

    تایید کن که شایسته بهترین ها هستی و به خودت بگو که آنها را به دست خواهی آورد چون به آن اعتقاد داری.

    لازم نیست به خاطر عشق همه چیز خود را ببازیم؛

    در حقیقت، قائل شدن حدود معقول و سالم در روابط و پای بند بودن به آنها شرط اولیه عشق های سالم و دیرپا و روابط موفق است.

    قائل شدن حدود کلید رمز روابط عاشقانه است؛

    و حدود برای مراقبت از ما است؛ نه کنترل دیگران.

    حد فاصلی وجود دارد که پایان "من" و شروع "تو" است؛

    و هدف تشخیص و احترام گذاشتن به این حد فاصل است.

     ---------

    تلاش کنید تا تعادل داشته باشید، انعطاف پذیر باشید، درک سالمی از خویشتن و رفتاری که شایسته آن هستید پیدا کنید.

    [در این امر] راهنمای هر کسی ندای درون او است. همچنان که زندگی ما بهتر می شود حدود ما هم تغییر می یابند.

    به خواست ها و نیازهای خودتان و دیگران یکسان اهمیت بدهید.

    (خودتان را به جای دیگری بگذارید)، چرا طرف دیگر چنین رفتار می کند؟

    به چه چیزی نیاز دارد؟

    من چرا چنین رفتار میکنم؟

    من به چه چیزی نیاز دارم؟

    آیا راهی برای حل مشکل هست که هر دو به منظورمان برسیم؟

    آیا نیاز مشترکی در میان است؟

    ...

     

    "مردم کسانی را که مورد سوء استفاده قرار می دهند محترم نمی شمارند؛

    و کسانی را که نمی توانند از آنها سوء استفاده کنند احترام می گذارند!"


    [برگرفته از کتاب وابستگی عاطفی؛ ملودی بیتی؛ ترجمه فرامرز مسیحی]

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در جمعه 13 فروردين 1395 ساعت 8:05 PM توسط : حسن زاده | دسته : کتاب های پیشنهادی | 274 بازدید
  • []

  • فکر میکنم، قبل تر نیز گفته ام که هر زمان احساس کنم زیادی منفعل و یا خنثی هستم و یا حالم بسیار بد است و بهم ریخته ام...، میروم سراغ کتابهای روانشناسی.

    اگر به مشکلی برخورد کنم که مغزم قفل شود! و نخواهد کمکم کند. میفهمم که باید بیشتر بدانم و داده های دانشی و ... نیز به نسبت آن مشکل پیش آمده، افزایش یابد.

    خوبی کتاب در این مواقع این هست که آدم میتواند با حال و هوای خود، زمانی مناسب را انتخاب و شنونده حرف های گوینده ای بی طرف، حداقل از نظر ما و از آن مهمتر متخصص باشد.

    همچنین به تدریج می آموزیم و بهتر در ذهن ما می ماند و میتوانیم آنها را اجرایی کنیم. هر زمان هم که نیاز به بازآموزی باشد، می شود دوباره به سراغ کتاب رفت و بار دیگر خواند و تمرین کرد.

    داستانی را تعریف می کنم که تجربه ای در کار خودم بوده:

    جلسه ای رسمی برای موضوع و مسائل شرکت ترتیب داده بودیم که قرار بود همه کارکنان و مدیران اصلی که سهامدار نیز هستند، در آن جلسه حضور داشته باشند. حدود یک هفته برای جلسه برنامه ریزی شد و همه ی کارها را از پیش چک کردیم که مشکلی در اجرای برنامه نباشد.

    اما از قضا، روز جلسه، یکی از مدیران اصلی که صاحب امضاء هم بود به من اطلاع داد که در جلسه نمی خواهد باشد! من هم متعجب زده که چی شده؟! مشکلی هست؟! "نه میخواهم امروز را استراحت کنم!"؛

    من هم در پاسخ که میدانستم پاسخ دیگر اشخاص حاضر در جلسه هم همین خواهد بود، گفتم نه نمیشود؛ اگر نباشید جلسه کنسل میشود...

    در ادامه پاسخ ها، نتیجه این شد که جلسه رسمی کنسل شود؛ و متاسفانه شد. برای احترام به حضور تمامی کارکنان، به عنوان نماینده ی مدیران شرکت، جلسه را غیر رسمی برگزار کردم و به اتمام رساندم.

    با اینکه از این ماجرا بسیار عصبانی و خشمگین هم بودم؛ همه ی فکرم این بود که چرا یک مدیر اصلی باید این تصمیم را در یک جلسه رسمی آن هم دقیقا روز جلسه بگیرد؟!

    همینطور چند روزی با خودم کلنجار میرفتم، که روزی در مسیر به کتاب فروشی برخوردم و باز هم "همان احساس روانشناختی" به سراغم آمد.

    وارد کتاب فروشی شدم و از فروشنده کمک خواستم که کتابی به من معرفی کند...

    او چند کتابی را به من معرفی کرد. ببخشید عناوین شان خاطرم نمانده؛ اما همه شان از ترجمه های گیتی خوشدل و مهدی غراچه داغی بودن.

    بعضی ها را خوانده بودم؛ سر فصل مطالب کتابها را خواندم؛ بسیاری را میدانستم.

    تا اینکه سر فصل های مطالب کتاب "از حال بد به حال خوب" نویسنده دیوید برنز و ترجمه مهدی قراچه داغی را نگاه میکردم که به بخش احساس اطمینان رسیدم... "درک اضطراب؛ اضطراب اجتماعی؛ اضطراب صحبت در برابر جمع؛ ترس از امتحان و انجام کار". شروع کردم به خواندن این بخش.

    به یاد حرفهای مدیرم افتادم... چقدر نزدیک به این احساسات بود...؟!؛ اما چرا؟! نمیدانستم. پس کتاب را خریدم.

    این کتاب در حوزه ی شناخت خویش برای شناخت درمانی هست؛ که روحیات و احساسات خود را بشناسیم. احساسات خود را مدیریت کنیم و چگونه بتوانیم یا  ارتباط با دیگران، روابط بهتری ایجاد کنیم؟.

    در عین حال که نقاط قوت خود را می شناسیم، بدون اینکه احساس خجالت داشته باشیم، با نقاط ضعف خود آشنا شویم. پس هدف دیگر این کتاب آشنایی با خود و خودپذیری است.

    کتاب از حال بد به حال خوب- ترجمه مهدی غراچه داغی

    پیشنهاد میکنم اگر مشکلاتی به خصوص در ارتباطات اجتماعی دارید، این کتاب را به عنوان راهنمایی مناسب انتخاب کنید و بخوانید.

    ***************************

    کتاب دیگری که خودم بسیار از خواندنش لذت می برم و به پیشنهاد یکی از مشاورانم نیز تهیه کردم؛ "بازگشت به عشق" از هارویل هندریکس، ترجمه ی هادی ابراهیمی هست که بسیار خوب هم ترجمه شده.

    کتاب "بازگشت به عشق"، در حوزه ی شناخت و درک بخش های پوشیده و پنهان وجودمان است که از زمان جنینی تا کودکی و نوجوانی، تجربه کرده ایم و حالا در ارتباط با انسانها و حتی انتخاب دوست، همکار، انتخاب محل کار، انتخاب نامزد و همسر، همسفر در زمان سفر و... تاثیرگذار است.

    کتاب بازگشت به عشق- ترجمه هادی ابراهیمی

    این تأثیرات شامل تأثیرات مثبت و منفی ای هستند که هر یک نیز نتایج مثبت و یا منفی ای را به دنبال خواهند داشت.

    البته این کتاب بیشتر با نگاه "راهنمایی برای زوجین" مثال هایش را بیان میکند؛ اما به راحتی میتوان اینگونه احساس ها و انتخابها را در ارتباط با انتخاب دوست، همکار، شغل و سازمان، و... نیز دید و فهمید.

    پس برای خوشبختی به دنبال ایده آل هایی هستیم که شاید برای فهم درست این ایده آل های ذهنی ما؛ بهتر است که به کشف و درک بخش های پوشیده و پنهان وجود خودمان بپردازیم.

    من با خواندن بیش از ده ها کتاب و حضور در بسیاری دوره ها و جلسات آموزشی مرتبط با "شناخت خود"؛ تازه با خواندن این کتاب فهمیدم هنوز هیچ نمی دانم...

    مضمون از جمله سر فصلهای این کتاب که قابل توجه هم است:

    ازدواج ناخود آگاه (معمای جذب شدن؛ زخم ها و جراحت های دوران کودکی؛ تصویر ذهنی و...)- ازدواج خود آگاه (خودآگاهی- افزایش دانسته ها از خود و همسرمان- احساسات و نحوه ی کنترل احساساتمان در موقعیت های مختلف و...)- و تمرینات (ده قدم به سوی ازدواجی خود آگاه) و مشاوره کمک حرفه ای به همراه یادداشت هایی برای درک بهتر مسائل و مفاهیم است.

    پیشنهاد میکنم در هر موقعیت از زندگی که هستید، این کتاب را هم تهیه کنید و بخوانید که بسیار مطالب پرکابرد و دانسته های ارزشمندی را کسب خواهید کرد.

    با آرزوی توفیقات و سرزندگی روز افزون برای شما دوستان گرامی

     

    نوشته شده در چهارشنبه 16 دی 1394 ساعت 9:01 PM توسط : حسن زاده | دسته : کتاب های پیشنهادی | 192 بازدید
  • []

  • دربارۀ تغییر کردن کتاب های زیادی از نگاه روانشناختی، مدیریتی، رهبری، کارکردی و... خوانده بودم. برای همین علاقه ای به خواندن و مطالعه کتاب با تعابیری از "هنر تغییر کردن" نداشتم و برایم جذاب و جالب نمی آمد.

    کتاب فیله ماهی از استفان سی.لاندین با ترجمه نیلوفر محمودی را در یکی از نمایشگاه ها هدیه گرفته بودم. اگر اشتباه نکرده باشم!؛ چون مهر تبلیغات شرکتی در صفحات آن نبوده.

    نویسنده، هدف از نوشتن این کتاب و تجارب حاصل اش را در داستان‌های این کتاب بیان می‌کند، که به نظر می‌رسد بیشتر سعی دارد خواننده، برداشت و درک درستی از مطالب داشته باشد و به فهم بهتر مطالب نزد خواننده کمک کند.

    اما بیشتر بالاجبار و برای اینکه به چند صفحه اول کتاب اکتفا نکرده و تمام آن را خوانده باشم، ادامه دادم. تازه فهمیدم نویسنده، مطالبی جدید با بینشی جدید برای تجربه‌ای منحصر به فرد نزد خود دارد که آن را به خواننده اش هدیه می دهد. بنابراین راغب شدم تا با اقتباس از این کتاب دربارۀ هنر تغییر کردن برای شما بنویسم.

    امیدوارم که الهام بخشی برای شما از "تجربیات منحصر به فردتان در زندگی نیز باشد...

    حفظ و نگهداری چیزهای ارزشمند به بهترین نحو، نیاز به کمی زحمت دارد. این امر در مورد اجناس، اتومبیل، رابطه ها و زندگی حرفه ای ما نیز صادق است.

    ایجاد تغییر یک چیز است و نگهداشتن آن چیز دیگری است. به محض آنکه روش تازه ای را شروع میکنی، سنگینی و جاذبۀ روش های قبلی و کهنه خود را نشان می دهند.

    فرض کنیم در کار و ارتباط با مشتریان، به هر دلیلی صف طولانی مشتریان ما ممکن است همین فردا پایان پذیرد و ناپدید شوند!. همه‌ی ما این را می‌دانیم که عمر حفظ مشتریان نیز ناپیدا و همیشگی نیست. از این رو ما تا آنجا که می توانیم "ژرف بینی [نگاهی عمیق] لحظه ای" نسبت به مشتریان داریم.

    بنابراین همیشه در پی راه هایی برای خدمات خاص به مشتریان [در همان لحظه] باشید. همیشه در پی روش هایی برای پربار کردن این تجربۀ خاص برای مشتری [در لحظه] باشید.

    بینش و ژرف بینی در زمان مناسب، با تشخیص و ارائه در شرایط موجودی که همیشه هستند، خو را نشان می دهد. وقتی آنها [نگاه عمیق نسبت به مشتریان] را عملی می کنید، تبدیل به "ژرف بینی لحظه ای" می شود.

    فرض کنید دکوراسیون مجلل، امکانات زیاد برای ارائه خدمات خاص فراهم آورده اید؛ اینها مهم نیستند. مهم "تجربه ی خاص" است که برای مشتریان ارزشمند است و مشتری را برایتان ماندگار می‌کند.

    تجربه ای منحصر به فرد

    ببینید مشتریان برای چه به شما مراجعه می‌کنند؟ شرایطی را فراهم آورید که تجربه ای منحصر به فرد و استفاده ای خاص را از آنچه بیش از انتظارشان است، کسب نمایند.

    برای مثال: بیمارستان...؛ مکانی که در آن همه شفا می یابند.

    رستورانی که غذایی مخصوص را با پذیرایی به یاد ماندنی به میهمانان رستوران ارائه می دهد و این کیفیت تجربه ای متفاوت مشتریان رستوران را همیشگی می کند.

    پرسش هایی عمیق دربارۀ کارتان از خود بپرسید که شما را به تفکر دربارۀ آنچه می‌کنید و روشی که در پیش گرفته اید، وادارد:

    برای مثال: من چه کاری برای مشتریانم می خواهم انجام دهم؟ و متعهد به چه چیزی هستم؟

    با این کار چه چیزی را در اینجا به وجود می آورم؟

    نقش من در ایجاد این بینش نسبت به مشتریان چیست؟

    این کار چه نفعی برای من دارد؟ و مفهوم و ارزش کار من از نظر من چیست؟

    برای پاسخ به سوالات عمیق، از همکاران کمک بگیرید و دربارۀ آن واقعی و مشتاقانه گفتگو کنید.

    شیوۀ زندگی ما در محیط کار مهم است.

    اگر منابع انرژی درونی خودتان را به حرکت بیندازید و مسئولیت شخصی بیشتری برای ایجاد محیط کاری شاد و خدمت گذار احساس کنید، در مقابل انواع بلایای مختلفی که بی خبر از راه می رسند، نیز در امان هستید.

    هدف از تمام تلاش‌های شما ایجاد تجربه‌ای منحصر به فرد برای مشتریان است.

    ممکن است برخی اوقات، روش هایی از کارتان به بن بست برسد؛ اما کل تلاش شما به بن بست نمی‌رسد.

    آنچه که موجب ایجاد تعهد در ما نسبت به کارمان می‌شود را اگر برای مشتریان نیز سوال ایجاد کند، ما باید به آنها توضیح دهیم؛ و هر بار که این توضیح را ارائه می‌دهیم، آنچه برای ما مهم است روشن‌تر می‌شود و دوباره به آن متعهد می‌شویم. و این نتایج خوبی را به دنبال خواهد داشت...، مثل رضایت از زندگی.

    اگر می‌خواهید بینشی در شما شکل بگیرد، شخصی کردن آن بینش و دیدگاه، اساسی‌ترین جزء آن است تا بتوانی آن بینش و دیدگاه را در خود حفظ کنید.

    حتی اگر می‌توانید، هر روز دربارۀ ایجاد تجربه ای منحصر به فرد با یکدیگر صحبت کنید تا بتوانید مشتریان خود را باز هم به نزد خود بازگردانید.

    دربارۀ دیدگاه‌های شخصی‌تان نسبت به کار خود با یکدیگر گفتگو کنید و به تبادل نظر دربارۀ بینش شخصی‌تان بپردازید.

    آنچه تاکنون گفته شد، پیشگفتاری برای بیان گام های اصلی هنر تغییر کردن و ایجاد تجربه ای منحصر به فرد (در محیط کار، رابطه‌ها و زندگی حرفه‌ای) است؛ که در بخش دوم به بحث‌های اصلی هنر تغییر کردن خواهیم پرداخت.

    با تشکر از شما برای همراهیتان در این مبحث.

     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان 1394 ساعت 8:17 PM توسط : حسن زاده | دسته : یادآوری | 135 بازدید
  • []

  • خاطرم هست که برای خرید یک سری کتب دانشگاهی با خواهرم به میدان انقلاب رفته بودم. همینطور که در خیابان‌های فرعی به دنبال انتشارات و کتاب فروشی ها بودیم، چشمم به یک میز کنار خیابان افتاد که کتابهایی دست دوم روی آن ریخته شده بود؛ هر کتاب 1000 تومان!!

    در ذهنم گفتم اگر این کتابها ارزش خواندن داشتند؛ چرا هزار تومان؟!

    کتابی به ارزش تمام زندگی...

    جلوتر رفتم که گذرا هم به عناوین‌شان نگاهی بیندازم..؛ آخر برخی کتابها هم هستند که دیگر به دلایلی چاپ نمی‌شوند، اما ارزش خواندن دارند. چشم ام به کتاب "چم و خم داستان سرایی" افتاد...! آری این کتاب را نیاز داشتم. چند وقتی هم بود که به دنبال کتابی با همین مضمون می‌گشتم. چون یکی از فنون سخنوری و خوب نوشتن مهارت داشتن در "داستان سرایی" است.

    یادم نیست که دیگر چه عناوین کتاب‌هایی را در میان آن کتابهای دست دوم دیدم؛ اما کتاب دومی... آن را هم انتخاب کردم. با عنوان "باهم برای همیشه" (مهارتهای ارتباطی برای عشق پردوام). نویسنده؟ نمی شناختم؛ اما مترجم را چرا؛ مهدی قراچه داغی.

    مطمئن شدم ارزش خریدن دارد. با هزینه 2000 تومان هر دو کتاب را خریدم.

    هر زمان خسته و کلافه باشم، به سراغ کتاب‌های روانشناسی میروم تا آرام‌تر شوم و ذهن مثل کلاف به هم پیچ خورده را آرام، آرام باز کنم و سر نخی باشد برای بلاتکلیفی‌های خودم از هر سردرگمی و ندانستن‌هایم...

    هر کتاب روانشناسی‌ای را که نخوانده باشم فرقی نمی‌کند، از کتابخانه پیدا می‌کنم و شروع به خواندن و غرق شدن در خواندن که دیگر گذر زمان را نمی‌فهمم...

    کتاب "باهم برای همیشه" از جان گری، به مسائل و راه حل‌های ارتباطی مناسب میان زن و مرد و زندگی زناشویی می‌پردازد و آنچه که موجب ایجاد سوء تفاهمات، تنش و مشاجره در ارتباطات و زندگی خانوادگی می‌شود و اختلافات عمیقی به وجود می‌آورد را شرح داده و راه حل‌های مناسبی را ارائه میکند. از نظر من این کتاب به هرگونه ارتباط نامناسب که منجر به مشاجره میان اعضاء خانواده باشد می‌پردازد و الزاماً مختص زن و شوهر نمی‌شود.

    امروز ارزش واقعی این کتاب را درک میکنم که شاید بتوان گفت، به اندازه‌ی تمام زندگی است...

    هر زمان با مشکلی مواجه شدید و راه حل مناسبی برای آن نیافتید، به سراغ کتابهایی که توسط روانشناسان نوشته شده‌اند بروید. حتماً راه کار و راه‌حل‌هایی خواهید یافت.

    از جمله مسائل و ابهاماتی که در امور شخصی و خانوادگی، کاری و یا در روابط اجتماعی با آنها مواجه می‌شویم؛ و ممکن است در حد مشکل غیر قابل حل برای ما نمایان شود، شامل این موارد است:

    • احساس ناتوانی در ایجاد ارتباط خوب و موثر
    • توجه نداشتن به خود و درک احساس و افکار درونی خود
    • حضور اشخاصی در اطراف ما که به طریقی انرژی ما را تحلیل می‌برند
    • ایجاد روابط پر احساس، خوب و عاشقانه با همسر و اعضاء خانواده
    • ایجاد و تأمین انرژی مثبت برای حرکت و اقدام نمودن
    • مدیریت برنامه‌ها و اولویت‌های کاری و شخصی
    • مدیریت مالی و توان سرمایه‌گذاری طی برنامه‌های از پیش تعیین شده
    • بهبود روحی و سلامت معنوی

    و در آخر کسب آگاهی برای آغاز یک زندگی جدید؛ تجربه‌ی تولدی دوباره...

    اگر با هر یک از این 8 مورد برخورد دارید که برایتان به یک مساله تبدیل شده‌اند؛ و یا علاقمند به بیشتر دانستن در این حوزه دارید، پیشنهاد می‌کنم کتاب های ذیل را بخوانید.

    - کتاب پیام ها، از مارتا دیویس و همکاران؛ ترجمه مهدی قراچه داغی

    - کتاب زمانی برای زندگی کردن (7 گام موثر برای خلق زندگی دلخواه)، از شریل ریچاردسون؛ ترجمه امیر بهنام

    - کتاب باهم برای همیشه (مهارتهای ارتباطی برای عشق پردوام)، از دکتر جان گری؛ ترجمه مهدی قراچه داغی

    - و کتاب روانشناسی در زندگی، از کی. تی. استرانگ من؛ ترجمه صمیمه کتابی و همکاران

    حتی راغب‌تر شدم هر چند وقت یک بار برای خود مروری نیز داشته باشم؛ تا با تمرین و تکرار به یک مهارت در من تبدیل شود:

     

    امیدوارم شما نیز با خواندن این کتب لذت خواندن‌شان را تجربه نموده و تغییرات شگرفی را در تمام مسیر زندگی‌تان به عینه مشاهده و تجربه نمایید...

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 7 مهر 1394 ساعت 8:11 PM توسط : حسن زاده | دسته : یادآوری | 279 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 2 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    ساخت وبلاگ رایگان | منزل مبله شیراز | تشریفات عروسی | هوش مصنوعی | طراحی بنر | تور چابهار | آموزش تعمیرات | موشن گرافیک | تخفیف300ماده نانو | فرش کاشان | پاپ آپ نمایشگاهی | محمد صفرزاده | آموزش تعمیرات برد | چاپ کارت شناسایی | محمد دبیری | Organic Traffic | Buy Web Traffic | Targeted Traffic
    X
    تبليغات