2310221320 عظیمه حسن زاده قره لو

درباره

عظیمه حسن زاده قره لو


"خیر مقدم به شما مخاطب گرامی"

آنچه از دانسته هایم مینویسم، حاصل آموخته های دانشگاهی، تجربیات، مطالعات و ارتباطات با پیشکسوتان حوزه مدیریت است که برای تبادل دانسته ها با شما به اشتراک میگذارم؛
باشد که گامی برای سخن با مدیران امروز و آینده نیز در فضایی گسترده تر فراهم آید...
از اینکه همراه من هستید بسیار خرسندم.


صفحه "مشخصات فردی"
http://hassanzadeh.blogsazan.com/page5.php

جستجو

لينک هاي روزانه

جعبه پیام




امکانات

می بینم و میدانم که سرآغاز راه است...؟

 

قلب من، طاقت این همه درد را ندارد...

شانه هایم، بار این همه خستگی ها را تاب نمی آورند...؛

و گاهی است؛

گاهی خیلی دیر می شود...

و اکنون از همه ی نگفتن ها خسته ام.

که درد هم، ریشه هایش درد می کنند...

 

بگذار امسال کوله بار خستگی هایم را بر زمین بگذارم؛

که این هم شاید آخرین تدبیر است...

 

تا اندیشه ام نفس بکشد...

 

شاید اکنون سخت می شود باور کرد،

که امروز "آغازی دیگر" است...

 

همچنان که برای من نیز باوری سخت است...

برچسب‌ها:
نوشته شده در سه شنبه 25 اسفند 1394 ساعت 11:31 PM توسط : حسن زاده | دسته : دل نوشته ها | 214 بازدید
  • []

  • شب اولی که حال پدرم بد شد، او را به بیمارستان بخش اورژانس رساندیم. اول به بهانه های مختلف از پذیرش بیمار برای چکاپ کامل در ایام تعطیل سر باز زدند. بعد از اصرار بسیار گفتند، دستگاه نداریم...؛ تخت نداریم...؛ به بیمارستان دیگری ببرید.

    در بیمارستان دیگری برای چهار روز در مراقبتهای ویژه نگهداری شد؛ در حالی که حتی نتایج یکی از آزمایشات پدرم هم آماده برای تحویل به پزشک معالج در یک بیمارستان مجهز نبود. به بیمارستان مجهز دیگری از تامین اجتماعی مراجعه میکنیم؛ اولین جمله ای که میشنوی: "تخت نداریم!". و حالا تو میمانی و یک بیمار که حتی نمیدانی چه مشکلی دارد؟ و باید نزد کدام پزشک برویم؟ این صرفاً وضعیت بیمار تو نیست؛ بلکه باید دیگر بیماران اورژانسی را هم آنجا ببینی که مانند دوران جنگ ایران و عراق، پزشک و معالج، امکانات بیمارستان و... کم داشتند و نمی توانستند پاسخگوی بیماران شان باشند. حالا حال و روز ما هم اینگونه شده...

    وضعیت بیمارانی که به خاطر انواع سکته ها، بی توجهی مان به سلامتی، عدم تمایل به حفظ سلامت جسم و روح و بسیاری فشارهای روانی از خودبینی و خودکامگی، سوانح تصادف و... در ما رشد کرده و اکنون با یک بیماری در ما آشکار شده و به سمت بیمارستان کشانده...

    وقتی حال و روز این همه بیمار را می دیدم، به جای اعتراض به بیمارستان که تجهیزات کم دارند و وضعیت این همه نابسمان مشاهده می شود؛ به خود میگفتم چرا ما این همه بیمار داریم؟ چرا مراقبت از روح و جسم مان را یک مسئولیت نمی دانیم؟ اما درمانگر و درمانگاه را، و وظیفه ی پزشکان و پرستار و... به خوبی می فهمیم و معترض هم میشویم؟!

    به خاطر ندارم که پدرم حتی بیش از 4 بار به بیمارستان برای چکاپ کامل مراجعه کرده باشد؛ اما زمان پیشامد اینگونه مشکلات، زمین و آسمان را به هم میدوزیم که بیمارستان و پزشک و پرستار چرا برای این همه بیمار که در یک بیمارستان به بیش از 7000 نفر! رسیده اند، کاری نمیکنند؟!

    این هفته ها کار من و خانواده ام، هر روز به بیمارستان رفتن و جویای حال تک تک بیماران بخش مراقبت های ویژه شده؛ با اینکه بیمارستان رفتن و بیماران بسیار را دیدن برایم ناراحت کننده است، اما همین که با ملاقات آنها و مراقبت های بیشتر همراهان به آنها روحیه بیشتری میدهیم و هر روز بهبود بیشترشان را میبینم برایمان بیش از اینها می ارزد...

    اینها را نگفتم که احساس بدی از این روزها را انتقال داده باشم و خاطر شما هم مکدر شود.

    شاید سالها طول کشیده تا به درکی کاملتر برای شنیدن این سخنان دست یابم و سخنی از خداوند مهربان را یادآور باشم که "و انّ لبدنک علیک حقّاً؛ بی شک بدن تو بر تو حقوقی دارد (که باید آنها را ادا کنی و به آن رسیدگی نمایی)".

    و برای همین است که ما همواره از خداوند متعال نیز، "لباس عافیت" را برای بندگان اش می خواهیم؛ و آیه الکرسی را دعای قرآنی برای عافیت مخلوقات همواره از خداوند مهربان مسئلت داریم.

    شاید اگر به موقع متوجه کسالت ها و بدحالی های خود باشیم و به موقع برای هر گونه ناراحتی جسمی و روحی جویای درمان باشیم؛ در موقعیت های اورژانسی برای همه ی ما در درمانگاه، پزشک و امکانات درمانی به میزان کافی هست و کمتر تقصیر را از مسؤولینی میبینیم که از خود ما و جمع ما هستند.

    حداقل از خودمان شروع کنیم.

    سلامت

    سلامتی جسم در اسلام

    مبانی بهداشت و سلامت در قرآن

     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در پنجشنبه 6 اسفند 1394 ساعت 10:13 AM توسط : حسن زاده | دسته : یادآوری | 175 بازدید
  • []

  • دوست داشتم اندکی با تو حرف می زدم؛

    بی آنکه بیاندیشم آیا تو هم با من هم سخن هستی...؟

                از بس آدم هایی که به من نزدیک اند، با من بیگانه اند...

                                   ای دوست؛

                                                    من هم به تنهایی های خود خو کرده ام...

                                                    و عجیب است؛ که درد هم در این تنهایی زیبا است...

    درد هم در تنهایی زیبا است...

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در يکشنبه 2 اسفند 1394 ساعت 10:35 PM توسط : حسن زاده | دسته : دل نوشته ها | 159 بازدید
  • []

  • بی تو نفس کشیدن هم برایم سخت شد،

    چه رسد به زندگی کردن هم...

     

    حال این تو هستی، به من می گویی که برو...؟

    به خود می گفتم حرف گوش کن!

    چگونه به خود بگویم که برو...؟

     

    بی همگان بسر شود/ بی تو بسر نمی شود

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در جمعه 16 بهمن 1394 ساعت 1:17 PM توسط : حسن زاده | دسته : دل نوشته ها | 176 بازدید
  • []

  • سلام

    مدت زمانی است که یکی از دوستان عزیزم از خوانندگان مطالب وبلاگم شده.

    به من ایمیلی زد که چی شده، بخش نظرات وبلاگ بسته است؟!

    من که تازه بر حسب اتفاق متوجه این موضوع شدم؛ ویرایش قالب را انجام داده و امکان ثبت نظرات برای تمامی مطالب فراهم است.

    همچنین "با نوشتن مطالب جدید هم" نظرات برای مخاطبان فعال بوده و نیاز به تایید توسط مدیر را نخواهد داشت.

    اگر مایل هستید در حوزه نویسندگی به متون انگلیسی مسلط شوید و به یادگیری در این حوزه علاقمندید، پیشنهاد میکنم به وبلاگ دوست عزیزم نیز سری بزنید:  Daily Stories

     

    پی نوشت:

    باز هم از دوست خوبم ممنونم که اشکال موجود بهم گوشزد کرد؛ و امیدوارم شما نیز همچون من بیشترین دستاورد و استفاده را از وبلاگ dailystories داشته باشید.

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در دوشنبه 12 بهمن 1394 ساعت 8:36 PM توسط : حسن زاده | دسته : | 198 بازدید
  • []


  • سفارش تبليغات
    ساخت وبلاگ رایگان | منزل مبله شیراز | تشریفات عروسی | هوش مصنوعی | طراحی بنر | تور چابهار | آموزش تعمیرات | موشن گرافیک | تخفیف300ماده نانو | فرش کاشان | پاپ آپ نمایشگاهی | محمد صفرزاده | آموزش تعمیرات برد | چاپ کارت شناسایی | محمد دبیری | Organic Traffic | Buy Web Traffic | Targeted Traffic
    X
    تبليغات