14 تو، چیستی یا کیستی؟!

درباره

عظیمه حسن زاده قره لو


"خیر مقدم به شما مخاطب گرامی"

آنچه از دانسته هایم مینویسم، حاصل آموخته های دانشگاهی، تجربیات، مطالعات و ارتباطات با پیشکسوتان حوزه مدیریت است که برای تبادل دانسته ها با شما به اشتراک میگذارم؛
باشد که گامی برای سخن با مدیران امروز و آینده نیز در فضایی گسترده تر فراهم آید...
از اینکه همراه من هستید بسیار خرسندم.


صفحه "مشخصات فردی"
http://hassanzadeh.blogsazan.com/page5.php

جستجو

لينک هاي روزانه

جعبه پیام




امکانات

علاقمند شدم از خودم و خودمان بنویسم.

خودمان، به معنای وجود انسانی که دارای ویژگی های رفتاری، شخصیتی، انگیزشی، اندیشه و افکار است که میتواند او را از دیگر افراد متفاوت و در مواردی حتی متمایز کند.

 این ویژگی و یا ویژگی ها را در زندگی خصوصی فرد، کار و اجتماع  فرد نیز می توان مشاهده کرد. برای همین است که مدیران با تجربه در مواردی که ارزیابی و انتخاب بر اساس ویژگی های خاصی باشد، با کمک گرفتن از ابزارهایی در آزمون های خود، آن فرد را در حیطه های خاصی به طور بسیار ساده مورد سنجش قرار می دهند و با توجه به نتایجی بسیار ساده تر فرد را ارزیابی میکنند.

 در دوران ابتدایی بود که هنوز درک زیادی از طرح سوال و معمّا نداشتم؛ معلم دوره سوم ام به من گفت "تو معمایی هستی که برای من حل نشده باقی ماندی...!".

خانم امراللهی، از جمله معلمینی بود که میتوانم بگویم از همان دوران ابتدایی با اندیشه و علم اش بسیاری از مسیر زندگی ام را تغییر داد.

این جمله را آن زمان درک نمی کردم؛ اما سالهای زیادی نگذشت که بار دیگر معلمین بسیار ارزشمند در مسیر زندگی، دوره ی دوم و سوم راهنمایی- خانم حسینی و خانم خدایی با این جمله مرا خطاب قرار دادند، که تو معمای حل نشده ای!

باز هم به طور واقع نفهمیدم چرا از این تعبیر برای من به کار می برند...؟!

تو چیستی یا کیستی؟!سالها گذشت...

پس از گذشت بیش از پنج سال همکاری نزدیک با یکی از اساتید عزیز کشورمان نعمت حسنی و مواجه با برنامه ام برای تغییر شغل؛ وقتی در جمعی خصوصی با مدیرعامل مطلع شد که برای تحصیلات تکمیلی پذیرش شده ام گفت آفرین...؛ اما "عظیمه، تو معمای حل نشده ای برای من"!

این بار از شنیدن این تعریف بسیار متحیّر شدم؛ زیرا او بسیار متفکّر، دبیر و معلم بزرگی بود...

همیشه از اینکه پدرم را برادر نداشته ی خود خطاب کرده بود و رابطه ی خانوادگی نزدیک داشتیم بسیار خرسند بودم و هستم.

همواره به این موضوع فکر کرده ام که چرا برخی افراد را در اطراف خود با تعاریفی خاص خطاب می کنیم؟ شاید اینگونه بهتر آنها را برای خود تحلیل و درک می کنیم.

آیا برای تو نیز پیش آمده که اشخاصی را اینگونه بهتر بخواهی درک کنی و بفهمی؟

در مورد خودم این را میفهمم که، همواره در مقابل کسانی که احساس کرده ام بیشتر می دانند، سکوت کرده ام تا بیشتر بیاموزم و یاد بگیرم.

همواره در درک بهتر افراد و اطرافیانم بیشتر تلاش کرده ام تا تطبیق پذیری ام بیشتر شود.

همواره از خوب شنیدن، درس های بهتر و بیشتری آموخته ام تا خوب سخن گفتن و تلاش برای خوب انتقال دادن پیامی و یا کلامی.

همواره برای رشد کردن و پیش رفتن و گامی به جلو برداشتن در اندیشه و عمل و رفتار، انگیزه ام را حفظ کرده ام و آهسته و پیوسته حرکت میکنم. با اینکه بسیار نیز تمسخر و تحقیر و اهانت و...  شنیده ام و خواهم شنید...

همواره برای آرامش و رشد و راحتی دیگران نیز حرکت و تلاش کرده ام و همواره به خودخواهی و یا خودبینی در مقابل دیگران متهم شده ام.

همواره برای دوست داشتن و عشق ورزیدن در زندگی سرمایه گذاری کرده ام و میکنم و همواره یکی از بزرگترین نعمت های خدا را در زندگی تجربه کرده ام...

و همواره از ندانستن است که رنج برده ام و برایش بسیار نیز هزینه کرده ام.

 حال امیدوارم بتوانم برای دیگر دوستان و مخاطبان عزیز معمای حل نشده نباشم! ;)

برچسب‌ها:
نوشته شده در يکشنبه 1 فروردين 1395 ساعت 2:35 PM توسط : حسن زاده | دسته : دل نوشته ها | 271 بازدید
  • []


  • سفارش تبليغات
    ساخت وبلاگ رایگان | منزل مبله شیراز | تشریفات عروسی | هوش مصنوعی | طراحی بنر | تور چابهار | آموزش تعمیرات | موشن گرافیک | تخفیف300ماده نانو | فرش کاشان | پاپ آپ نمایشگاهی | محمد صفرزاده | آموزش تعمیرات برد | چاپ کارت شناسایی | محمد دبیری | Organic Traffic | Buy Web Traffic | Targeted Traffic
    X
    تبليغات